▪ قصه ۳۷ از ۳۷ ▪ روایتِ استمرارِ نظامِ امامت، آشفتگیِ دشمن در این مسیر، و انتخابِ آیتالله سید مجتبی خامنهای به رهبری
دوباره خامنهای!
این راه ادامه دارد…
آیهای که زندگی شد
اليَومَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِن دينِكُم فَلا تَخشَوهُم وَاخشَونِ ۚ اليَومَ أَكمَلتُ لَكُم دينَكُم وَأَتمَمتُ عَلَيكُم نِعمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ الإِسلامَ دينًا
﴿مائده/۳﴾
قصه مصور
روایت
صبح شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، دهم رمضان، بمبها بر سر شهرهای ایران ریخت. در میناب، مدرسهٔ شجرهٔ طیبه با خاک یکسان شد — ۱۵۶ شهید که ۱۲۰ نفرشان دانشآموز بودند. و در تهران، آقا در حال تلاوت قرآن به شهادت رسید؛ سحرگاه یکشنبه، صدا و سیما خبر را تأیید کرد. همان صبح، بیآنکه کسی صدایشان بزند، مردم پس از نماز راه افتادند سمت میدان انقلاب — بهتزده و بیقرار، مثل گلهای که چوپانش را از دست داده؛ حتی عکاسی که از جمعیت عکس میگرفت، پشت دوربینش گریه میکرد. این حس یک اسم داشت: بیامامی.
آنطرف دنیا اما جشن گرفتند. ترامپ گفت «بخش زیادی از رهبری ایران از بین رفته»، نتانیاهو از «ویرانی مجتمع دفتر خامنهای» گفت، فوندرلاین از «امید تازه در مردم ایران»، رضا پهلوی مشت گره کرد که «جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده»، و وطنفروشهای مقیم لندن پایکوبی کردند — مثل تبریک گوی ان بنیامیه. همان خیال باطلی که بعد از رحلت امام خمینی هم کرده بودند؛ و نمیدانستند این نظام قاعدهای دارد که نمیگذارد خلأ بماند.
دشمن هر کاری کرد که فر آیند جانشینی بایستد: دبیرخانهٔ مجلس خبرگان در قم و تهران را بمباران کرد؛ ارتش اسرائیل به فارسی هشدار داد که در هدف قرار دادن هر جانشینی تردید نخواهد کرد؛ ترامپ گفت «من باید رهبر ایران را انتخاب کنم» و از «سه گزینهٔ بسیار خوب» حرف زد. ولی خبرگان — که از ماهها قبل همهٔ گزینهها را بررسی کرده بودند — لحظهای درنگ نکردند: رأیگیری غیرحضوری انجام شد و بعد، با وجود بمباران دو نقطهٔ حساس قم در همان روز، برای اتقان سند تاریخی جلسهٔ حضوری هم برگزار کردند. و مردم، ده روز بدون رهبر، خودشان کشور را نگه داشتند و از میدانها فریاد میزدند: خبرگان زودتر رهبر را تعیین کنند!
بامداد دوشنبه ۱۸ اسفند، مجلس خبرگان زیر بمباران، با رأی قاطع بیش از ۸۵ درصد، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای را به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی برگزید — همان که ترامپ «ضعیف» خوانده بود و پهلوی گفته بود «نه مشروعیت خواهد داشت و نه بقا.» تحلیلگر CNN نوشت: «تمام کاری که عملیات ترامپ کرد، تعویض ورژن خامنهای با ورژن جوانش بود». رفیق عبدالسلام تونسی طنز نوشت: «تبریک به ترامپ و نتانیاهو به خاطر این هدیهٔ رمضان»! و فایننشال تایمز اذعان کرد این انتخاب یعنی ادامهٔ مقاومت ایران. بعد از رحلت امام، سید علی آمد؛ بعد از شهادت آقا، سید مجتبی. دوباره خامنهای.
چرا این نظام نمیمیرد؟ چون به شخص وابسته نیست؛ به یک قاعده وابسته است. قاعدهای که ملت ایران در ۱۲ فروردین ۵۸ با ۹۸.۲ درصد آرا انتخابش کرد — جمهوری اسلامی؛ که آقا رازش را در دو کلمه خلاصه کرده بود: «جمهوری و اسلامی. مردم و اسلام». و ریشهٔ این قاعده، غدیر است؛ همان که آقا فرموده بود: «ماجرای غدیر، ماجرای تعیین ضابطه و قاعده است» — قاعدهای که دین را کامل کرد و دشمن را مأیوس، چون امت پس از پیامبر بیرهبر نماند.
دینکم» — در اسفند ۱۴۰۴ دوباره زنده شد.
س الذینکفروامن و آیهای که در غدیر نازل شد — «الیومیئ مردمی که ده روز کشور را نگه داشته بودند، بیدرنگ با علمدار جدید ولایت عهد بستند؛ آسمان از غریو «لبیک یا خامنهای» پر شد و دو دست، مثل غدیر، بالا رفت. دشمن دوباره مأیوس شد. این راه ادامه دارد.
تهران، بعد از نماز صبح یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴. هوای نیمهتاریک و سرد اسفند. خیابانهای منتهی به میدان انقلاب؛ جمعیت پراکنده اما همه در یک جهت — دستهدسته، تنها، خانوادگی. چهرهها بهتزده: زنی چادری دست بچهاش را گرفته و اشک میری زد؛ مردی دست بر سر راه میرود؛ جوانی به دیوار تکیه داده و صورتش را با دست گرفته؛ بعضی به سر و سینه میزنند. در گوشهٔ تصویر عکاسی دوربین به دست در حال تصویر بر داری است و پشت دوربین گریه میکند. جمعیت گسترده — از عرض خیابان تا انتها. فضا سنگین و عزادار. (مطابق تصاویر واقعی پیوست)
تصویر ترکیبی از چند قاب کنار هم، هر قاب با جملهٔ گویندهٔ همان قاب: رضا پهلوی با مشت گرهکرده «(با کشته شدن خامنهای، جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است)»؛ پایکوبی ایرانی ان وطنفروش مقیم لندن (بدون متن)؛ اورزولا فوندرلاین «(با مرگ خامنهای امید تازهای در مردم ایران به وجود آمد)»؛ دونالد ترامپ در مصاحبه با News ABC «(بخش زیادی از رهبری ایران از بین رفته است)»...؛ بنیامین نتانیاهو «(امروز صبح در یک حمله قدرتمند در قلب تهران مجتمع دفتر خامنهای مستبد ویران شد.)»... (تصاویر مرجع واقعی پیوست)
جملهٔ هر گوینده روی قاب خودش — مطابق شرح
ساختمان ویرانشدهٔ دبیرخانهٔ مجلس خبرگان رهبری در قم؛ آوار، گرد و خاک، دیوارهای فروریخته. در گوشهٔ تصویر، متن هشدار ارتش اسرائیل به زبان فارسی. (مطابق تصویر پیوست)
«هشدار میدهیم، در هدف قرار دادن شما نیز تردید نخواهیم کرد».
چهرهٔ نتانیاهو با حالت عصبانیت و ناباوری؛ دهان باز، ابروها درهم — انگار نمیتواند باور کند. (مطابق تصویر پیوست)
صحنه ۵ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸. صفهای طولانی مردم پای صندوق رأی؛ زن و مرد، پیر و جوان، برگههای رأی در دست. حس شور و امید — لحظهٔ تأسیس. (مطابق تصویر پیوست)
صحنه ۶ صحرای غدیر خم. پیامبر صلیاللهعلیهوآله دست امیرالمؤمنین علیهالسلام را بالا گرفته؛ جمعیت انبوه. (مطابق تصویر پیوست)
«ماجرای غدیر، ماجرای تعیین قاعده است».
تجمع بیعت مردم در میادین؛ فضای شبانه، نور اف شان ی، شور. در پسزمینه دیوار نگا رهای با متن «آقای عزادار ایران، راهت ادامه دارد.» بعضی مردم
گوشیهایشان را بالا گرفتهاند و روی صفحه، عکس آقا و آقا مجتبی دیده میشود؛ برخی عکس چاپی آقا مجتبی در دست دارند. اما کانون اصلی تصویر، دو دست است که مثل نماد غدیر بالا گرفته شده — یادآور لحظهای که پیامبر دست امیرالمؤمنین را بالا برد؛ پیوند غدیر با امروز. (مطابق عکسها و ویدئوی پیوست) «عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینک / ولی دم! بهنام حق ولی امر ما گشتی» —محمدمهدی سیار
سلام بر شما. اول کلام، بر محمد و آل محمد صلوات.
قصهٔ امشب با همهٔ قصههای دیگر یک فرق دارد: اینبار قصهٔ سالهای دور نیست. قصهٔ روزهای خود ماست؛ قصهٔ داغی که هنوز بر دل همهٔ ما تازه است — و قصهٔ معجزهای که از دل همان داغ بیرون آمد. پس اگر جایی بغضتان گرفت، نگه ندارید؛ این قصه مال خود شماست. بگذارید از اولش بگویم. از صبح شنبه.
صبح شنبه، نهم اسفند ۱۴۰۴. دهم ماه مبارک رمضان. بمبها بر سر شهرهای ایران ریخت. در میناب، مدرسهٔ شجرهٔ طیبه با خاک یکسان شد — صد و پنجاه و شش شهید، که صد و بیست نفرشان دانشآموز بودند. بچه مدرسهایها.
و در تهران... آقا نشسته بود به تلاوت قرآن که بمبها فرود آمد. سحرگاه یکشنبه، صدا و سیما خبر را تأیید کرد: رهبر انقلاب، شهید شده است.
حالا به این پرده نگاه کنید. صبح همان یکشنبه است؛ بعد از نماز صبح. هوا نیمهتاریک است و سرد — سرمای اسفند. خیابانهای منتهی به میدان انقلاب را میبینید؟ جمعیت را ببینید: دستهدسته، تنها، خانوادگی — پراکندهاند اما همه در یک جهت میروند.
این زن چادری را ببینید که دست بچهاش را گرفته و اشک میریزد. آن مرد را که دست روی سرش گذاشته و راه میرود. آن جوان را که به دیوار تکیه داده و صورتش را با دستها پوشانده. و آن گوشه — آن عکاس را میبینید؟ دوربین به دست، دارد کارش را میکند؛ اما پشت دوربین، خودش دارد گریه میکند.
هیچکس این مردم را صدا نزده بود. هیچ ستاد ی، هیچ اطلاعیهای. خودشان آمده بودند. نمیدانستند چه باید بکنند، ولی میدانستند باید بروند. مقصد شان میدان انقلاب بود، اما مقصد اصلی شان آرامشی بود که نداشتند. مثل گلهای که چوپانش را از دست داده — بیقرار، سرگردان، ولی در حرکت.
این حال، یک اسم دارد؛ اسمش را نگه دارید تا آخر قصه: بیامامی.
و خیلیهایتان لازم نیست این پرده را نگاه کنید — چون خودتان توی این پرده بودید.
اما همان ساعته ا، آنطرف دنیا خبر دیگری بود. به این پرده نگاه کنید: چند قاب کنار هم.
این قاب، ترامپ است در مصاحبه با News ABC؛ میگوید: «بخش زیادی از رهبری ایران از بین رفته است». این قاب، نتانیاهو است؛ میگوید: «امروز صبح در یک حمله قدرتمند در قلب تهران، مجتمع دفتر خامنهای مستبد ویران شد». این قاب، رئیس کمیسیون اروپاست؛ میگوید: «با مرگ خامنهای امید تازهای در مردم ایران به وجود آمد». این قاب، رضا پهلوی است با مشت گرهکرده: «با کشته شدن خامنهای، جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است». و این قاب آخر — وطنفروشهای مقیم لندن که دارند پایکوبی میکنند.
این صحنه برایتان آشنا نیست؟ هزار و چهارصد سال پیش هم، وقتی خبر کربلا رسید، بنیامیه همینطور شادی کردند. و سیوپنج سال پیش هم، وقتی امام خمینی رحلت کرد، همینها همین خیال را کردند: تمام شد.
همهشان فکر کردند تمام شد. اما یک چیز را نمیدانستند: این نظام یک قاعده دارد. قاعدهای که نمیگذارد خلأ بماند.
دشمن هم این قاعده را بو برده بود؛ برای همین هر کاری کرد که کار جانشینی بایستد.
به این پرده نگاه کنید: این آوار، دبیرخانهٔ مجلس خبرگان رهبری است — در قم. بمبارانش کردند؛ تهران را هم. و این متن را گوشهٔ تصویر ببینید؛ ارتش اسرائیل به زبان فارسی هشدار داد:
«هشدار میدهیم، در هدف قرار دادن شما نیز تردید نخواهیم کرد».
ترامپ هم گفت «من باید رهبر ایران را انتخاب کنم» و از «سه گزینهٔ بسیار خوب» خودش حرف زد! پهلوی هم گفت «هر تلاش برای انتخاب جانشین محکوم به شکست است».
و خبرگان چه کردند؟ لحظهای درنگ نکردند. از ماهها قبل همهٔ گزینهها را بررسی کرده بودند — چون آقا سالها پیش تکلیف را روشن کرده بود:
«مجلس خبرگان مهمترین هنرش این است که نگذارد در کشور خلأ رهبری به وجود آید».
و وقتی از ایشان خواسته بودند مصداقی اشاره کند، فرموده بود: «لازم نیست. نگران نباشید. خدا کمک میکند راه را پیدا کنید».
رأیگیری غیرحضوری انجام شد. و بعد — خوب گوش کنید — با اینکه همان روز دو نقطهٔ حساس قم بمباران شده بود، خبرگان جلسهٔ حضوری هم برگزار کردند. چرا؟ برای اتقان سند تاریخی. زیر بمباران، نشستند که سند این انتخاب، محکمترین سند باشد.
و مردم؟ مردم ده روز بدون رهبر، خودشان کشور را نگه داشتند. از میدانها و مسجدها فریاد میزدند: خبرگان زودتر رهبر را تعیین کنند! آقا مجتبی بعدها در اولین پیامش همین را گفت:
«بصیرت و هوشمندی ملت بزرگ ایران در واقعه اخیر، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت وا داشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید».
و حالا به این پرده نگاه کنید — و اجازه بدهید کمی هم لبخند بزنیم.
این چهرهٔ نتانیاهو است. دهانش باز مانده، ابروهایش درهم. عصبانی است و نا باور. چه دیده که اینطور شده؟
بامداد دوشنبه، هجدهم اسفند ۱۴۰۴. مجلس خبرگان، زیر بمباران، با رأی قاطع بیش از هشتادوپنج درصد، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای را به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی انتخاب کرد.
همان کسی که ترامپ گفته بود «ضعیف» است. همان کسی که اسرائیل گفته بود «باید پیش از پدرش ترور شود.» همان کسی که پهلوی گفته بود «نه مشروعیت خواهد داشت و نه بقا.»
تحلیلگر CNN — با کنایه به رئیسجمهور خودشان — نوشت:
«باور کردنی نیست. تمام کاری که عملیات ترامپ کرد، تعویضورژن خامنهای با ورژن جوانش بود».
ترامپ که پنج روز قبلش گفته بود «میخواهیم در انتخاب رهبر ایران دخیل باشیم»، فقط توانست جملهٔ تکرار یاش را بگوید: «باید دید چه اتفاقی میافتد». رسانههای عبری در سکوت و ناامیدی فرو رفتند. و وزیر خارجهٔ اسبق تونس، رفیق عبدالسلام، طنزی نوشت که تاریخی شد:
«ایرانیها به سرعت به درخواست ترامپ پاسخ دادند و شخصیتی متناسب با مشخصات مطلوب او را انتخاب کردند! تبریک به ترامپ و نتانیاهو به خاطر این هدیه رمضان»!
فایننشال تایمز هم نوشت این انتخاب، نشانهٔ ادامهٔ مقاومت ایران است؛ و تحلیل گران عبری اذعان کردند با حضور خامنهای جوان، نه «رژیمچنج» در کار است و نه حتی تغییر رفتار.
و اما خود آقا مجتبی. در اولین پیامش، اول از سنگینی بار گفت:
«برای بنده تکیه زدن بر جایی که محل جلوس دو پیشوای عظیم ال شان بوده، کاری سخت است».
و بعد از لحظهای گفت که دل همه را لرزاند:
«من این توفیق را داشتم که پیکر ایشان را بعد از شهادت زیارت کنم. آنچه دیدم کوهی از صلابت بود و شنیدم مشت دست سالمش را گره کرده بود».
مش ت همان دستی که سالم مانده بود، گره بود. حتی در شهادت.
بعد از رحلت امام، سید علی آمد. بعد از شهادت آقا، سید مجتبی آمد. دشمن هر بار فکر کرد تمام شد و هر بار یک جواب گرفت: دوباره خامنهای.
خب، حالا حتما این سؤال در ذهنتان است — سؤال خوبی هم هست: چرا این نظام نمیمیرد؟ چطور میشود رهبرش را بزنند و ده روز بعد، محک متر از قبل بایستد؟
جوابش در این پرده است. به آن نگاه کنید: دوازدهم فروردین ۱۳۵۸. صفهای طولانی پای صندوقهای رأی؛ زن و مرد، پیر و جوان، برگههای رأی در دست. شور و امید در چهرهها. لحظهٔ تأسیس.
امام خمینی رضواناللهعلیه آن روز فرمود:
«من در این روز مبارک، روز امامت امت و روز فتح و ظفر ملت، جمهوری اسلامی ایران را اعلام میکنم».
ملت ایران با ۹۸.۲ درصد آرا به جمهوری اسلامی رأی داد. اما عزیزان من، آن روز فقط یک نظام سیاسی انتخاب نشد — یک الگو انتخاب شد؛ الگویی که مثل هیچ چیز دیگری در دنیا نبود. آقا رازش را در دو کلمه گفته بود:
«راز پرشکوه و افتخار بخش این نظام و ماندگاری این نظام همین دو کلمه است: جمهوری و اسلامی. مردم و اسلام».
«اشخاص نقش دارند، مأموریتهایی دارند، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه دهد».
ترامپ ایران را با ونزوئلا اشتباه گرفته بود. خیال کرد با ترور یک نفر، سیستم فرو میپاشد. نفهمید این نظام به شخص وابسته نیست — به یک قاعده وابسته است: قاعدهای که در آن، رهبر بر اساس شاخصها و با رأی خبرگان منتخب ملت انتخاب میشود، نه با زر و زور و وراثت. قاعدهای که نمیگذارد خلأ بماند.
اما یک سؤال دیگر میماند: خود این قاعده از کجا آمده؟ برای جوابش باید خیلی عقبتر برویم. هزار و چهارصد سال.
به این پرده نگاه کنید. صحرای غدیر خم. آفتاب داغ. جمعیت انبوه حاجی ان. و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله که دست امیرالمؤمنین علیهالسلام را گرفته و بالا برده.
آقا دربارهٔ این لحظه چه گفته بود؟ گوش کنید:
«ماجرای غدیر، ماجرای تعیین ضابطه و قاعده است. پیغمبر اکرم در ماههای آخر عمر، قاعده امامت و ولایت را وضع کرد».
و توضیح داده بود که در غدیر دو حقیقت هست: یکی نصب امیرالمؤمنین؛ و دیگری پرداختن به مسئلهٔ حکومت و امامت و ادارهٔ امت بعد از پیغمبر. و تأکید کرده بود:
«اهمیت غدیر فقط این نیست که امیرالمؤمنین را معین کردند —این هم مهم است اما از این مهمتر این است که ضابطه را معین کردند، قاعده را معین کردند».
و همین قاعده بود که دین را کامل کرد. آیه همان روز نازل شد: «الیومأکملتلکمدینکموأتممت علیکمنعمتی». نعمت اسلام وقتی تمام شد که نقشهٔ راه بعد از پیغمبر هم معین شد.
و صدر همین آیه را ببینید: «الیومیئ س الذینکفروامندینکم» — امروز کافران از دین شما مأیوس شدند. آقا پرسیده بود:
«غدیر روزی است که دشمنان از دین شما مأیوس شدند. چه چیزی مگر بر دین اضافه شد که دشمن را مأیوس کرد؟ قضیه رهبری جامعه اسلامی؛ قضیه نظام حکومت و امامت».
دشمن از چه مأیوس شد؟ از اینکه امت، پس از پیامبر، بیرهبر نماند. از اینکه دین، بی سیاست نشد. و حالا نخ قصه را بگیرید: همین قاعدهٔ غدیر بود که در ۱۲ فروردین ۵۸ به زبان امروز ترجمه شد — جمهوری اسلامی. همین قاعده بود که بعد از رحلت امام، خبرگان غروب نشده رهبر جدید را انتخاب کردند. و همین قاعده بود که بعد از شهادت آقا، زیر بمباران، لحظهای درنگ نکرد.
از غدیر تا ۱۲ فروردین تا ۱۸ اسفند — یک قاعده است.
و حالا پردهٔ آخر. به آن نگاه کنید.
شب است و میدانها پر. نور اف شانی. در پسزمینه، آن دیوار نگا ره را میبینید؟ رویش نوشته: «آقای عزادار ایران، راهت ادامه دارد». مردم گوشیهایشان را بالا گرفتهاند و روی صفحهها عکس آقا و آقا مجتبی روشن است؛ بعضی عکس چاپی در دست دارند.
اما وسط پرده را نگاه کنید — کانون تصویر: دو دست که بالا رفته.
این دو دست را کجا دیده بو دید؟ در پردهٔ قبل. در غدیر. همانطور که پیامبر دست امیرالمؤمنین را بالا برد، اینجا هم دست ولایت بالا رفته است. غدیر و امروز، در یک قاب.
مردمی که ده روز کشور را بیرهبر نگه داشته بودند، بیدرنگ با علمدار جدید ولایت عهد بستند. آسمان از غریو «لبیک یا خامنهای» پر شد. و مداح خواند — با شعری از محمدمهدی سیار:
و مردم تکرار کردند: «پدر را مجتبی بودی و ما را مقتدی گشتی».
آیهای که در غدیر نازل شد، در اسفند ۱۴۰۴ دوباره جان گرفت: «الیومیئ س الذینکفروامندینکم».
دشمن دوباره مأیوس شد. همان قاعدهای که در غدیر وضع شد و در ۱۲ فروردین انتخاب شد، دوباره کار کرد.
قصهٔ ما به سر رسید؛ اما بگذارید نخش را یک بار دیگر با هم بکشیم.
صبح شنبه بمب ریختند و خیال کردند تمام شد. صبح یکشنبه مردم بهتزده به خیابان آمدند — بیامام. دشمن رقصید و بیانیه داد و حتی برای جانشین هم خط و نشان کشید. اما خبرگان زیر بمباران نشستند و مردم ده روز کشور را روی دوش خودشان نگه داشتند. و بامداد ۱۸ اسفند، جواب همهٔ آن رقصها و بیانیهها آمد: دوباره خامنهای.
چرا؟ چون این نظام به شخص بند نیست؛ به قاعده بند است. قاعدهای که پیامبر در غدیر گذاشت، ملت در ۱۲ فروردین امضا کرد، و خبرگان در ۱۸ اسفند اجرا کردند.
آیهٔ این قصه، همان آیهٔ غدیر است:
امروز کافران از دین شما مأیوس شدند؛ پس از آنها نترسید.
امروز دین شما را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم.
این آیه مال غدیر است — روزی که قاعده گذاشته شد؛ مال ۱۲ فروردین است — روزی که ملت، قاعده را انتخاب کرد؛ مال ۱۸ اسفند است — روزی که قاعده، زیر بمباران کار کرد و دشمن دوباره مأیوس شد؛ و مال فرداهای ماست — اگر پای این عهد بمانیم.
بر محمد و آل محمد صلوات. [راوی تعظیم میکند]. والسلام.
قصه کوتاه
صبح یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴. هوا هنوز تاریک بود. مردم بیقرار به سمت میدان انقلاب میرفتند. کسی صدایشان نزده بود؛ خودشان آمده بودند. دشمن فکر کرد تمام شد. نتانیاهو گفت: مجتمع دیکتاتور ویران شد. ترامپ گفت: رهبری ایران از بین رفته. پهلوی گفت: جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده. وطنفروشها در لندن رقصیدند. ساختمان خبرگان را بمباران کردند. هشدار دادند هر جانشینی را هدف میگیرند. ترامپ گفت: من باید رهبر ایران را انتخاب کنم. خبرگان زیر بمباران درنگ نکردند. دوباره خامنهای. ایران را با ونزوئلا اشتباه گرفته بودند. نفهمیدند این نظام وابسته به شخص نیست؛ وابسته به یک قاعده است. همان قاعدهای که در غدیر وضع شد: امت پس از رهبرش بیصاحب نمیماند. همان قاعدهای که بعد از رحلت امام کار کرد. همان قاعدهای که بعد از شهادت آقا دوباره کار کرد. دو دست بالا رفت؛ مثل غدیر. آسمان از غریو لبیک پر شد. دشمن دوباره مأیوس شد. این راه ادامه دارد.
منابع
منابع مورد استفاده در تهیه این قصه:
پیام اول آیتالله سید مجتبی خامنهای — ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ بیانات رهبر انقلاب درباره مجلس خبرگان و پرهیز از خلأ رهبری بیانات رهبر انقلاب درباره غدیر — «ماجرای غدیر، ماجرای تعیین ضابطه و قاعده است»
پیام امام خمینی (ره) در اعلام جمهوری اسلامی — ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ بیانات رهبر انقلاب درباره راز ماندگاری نظام: «جمهوری و اسلامی»
مصاحبه دونالد ترامپ با News ABC و اظهارات وی درباره جانشینی رهبری بیانیه بنیامین نتانیاهو و اظهارات اورزولا فوندرلاین و رضا پهلوی — اسفند ۱۴۰۴ تحلیل CNN و گزارش فایننشال تایمز درباره انتخاب سومین رهبر انقلاب یادداشت رفیق عبدالسلام، وزیر خارجه اسبق تونس هشدار فارسی ارتش اسرائیل پس از بمباران دبیر خانه مجلس خبرگان در قم شعر محمدمهدی سیار — «عصا را از پدر برگیر»...
تصاویر و ویدئوهای مستند رویدادهای ۹ تا ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ و تجمعات بیعت