قصه آقا

▪ قصه ۳۰ از ۳۷ ▪ روایتِ پشتیبانیِ آقا از فناوریِ هسته‌ای و حراست از این حقِ مسلم

حق مسلم

من خودم وارد قضیه شدم

آیه‌ای که زندگی شد

وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ ﴿٦٠﴾

﴿انفال/۶۰﴾

قصه مصور

قصه مصور «حق مسلم» — نمای کلی

روایت

این قصه، قصهٔ راهبری یک حق است. حرکت عظیم هسته‌ای ایران فقط «حامی» نداشت؛ راهبر داشت — کسی که پیش از همه دید، فهمید، فهماند، اعتماد کرد، ایستاد، خط کشید و نگذاشت. سال ۱۳۸۲، هنوز چالش هسته‌ای با غرب شروع نشده بود و کسی نمی‌دانست این صنعت قرار است بزرگ‌ترین پروندهٔ سیاسی ایران شود، که آقا — در بازدیدی که شهید طهرانچی آن را «غیرمنتظره» توصیف کرده — به دانشگاه شهید بهشتی رفت و اصرار کرد مرکز پژوهشی هسته‌ای را ببیند؛ وارد آزمایشگاه‌ها شد، با محققان جوان حرف زد و با دقت گوش داد. آقامیری گفت: «اگر پافشاری و دقت ایشان نبود، مسلما الان خیلی از بخش‌ها تعطیل شده بود».

بعد نوبت فهماندن بود. اول فروردین ۸۵ در پیام نوروزی گفت اگر کشور ما بیست سال دیگر انرژی هسته‌ای نداشته باشد، برای راه‌اندازی یک کارخانه دستش به سمت کسانی دراز است که پیشرفت ملت ایران را نمی‌پسندند. و بیست روز بعد — ۲۰ فروردین ۱۳۸۵ — وقتی خبر راه‌اندازی زنجیرهٔ کامل غنی‌سازی در نطنز با سانتریفیوژ‌های ایرانی اعلام شد، مردم عادی به خیابان آمدند: معلم و کارگر و دانشجو و مادر‌ها با بچههاشان، با پلاکارد‌های «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.» یک موضوع علمیفنی، مثل ملی شدن نفت، باور یک ملت شده بود؛ و آن روز «روز ملی فناوری هسته‌ای» نام گرفت.

دشمن راه دیگری رفت: سر برید تا بدنه بایستد. علیمحمدی (دی )۸۸، شهریاری ۸( آذر ۸۹ — با بمب مغناطیسی، در راه همان دانشگاهی که آقا سال ۸۲ دیده بود)، رضای ینژاد (مرداد )۹۰، احمدیروشن (دی )۹۰ و سال‌ها بعد فخریزاده (آذر.)۹۹ اما نتیجه برعکس شد. آقا گفت: «خیال کردند اگر شهریاری و علیمحمدی را بگیرند، کار‌ها متوقف می‌ماند. متوقف نماند». و آن جملهٔ تاریخی را گفت: این جنبش قائم به هیچ فردی نیست. ترور، موجی از جوانان را به این رشته کشاند؛ خو ن شهدا سوخ ت حرکت شد.

و اعتماد به توان داخل ی، در سوخت ۲۰ درصد امتحانش را پس داد: راکتور تحقیقاتی تهران — ساخت آمریکای یها در ۱۳۴۶ — برای رادیودارو سوخت ۲۰ درصد می‌خواست؛ سوخت آرژانتینی تمام شده بود و همهٔ قدرت‌های هسته‌ای دنیا از فروش امتناع کردند. صالحی پیش البرادعی رفت؛ جواب: نمی‌شود. برگشت و گفت خودمان می‌سازیم؛ گفتند بلوف می‌زنید، ایرانی نمی‌تواند. اما جوان‌ها زیر تحریم ساختند و ۲۶ بهمن ۱۳۹۰ صفحهٔ سوخت را در قلب راکتور بارگذاری کردند. آقا گفت: «طرف مقابل مات شد»! — و نکتهٔ فنیاش را هم گفت: بخش دشوار، رسیدن از ۵/۳ به ۲۰ درصد است؛ از ۲۰ تا ۹۰ حرکتی ساده است. یعنی این جوان‌ها سخت‌ترین قسمت راه را رفته بودند.

ایستادگی هم قصهٔ خودش را دارد. در مذاکرات ساله‌ای ۸۲ تا ۸۴، مسئولان وقت هر بار زیر فشار عقب نشستند: از ۲۵ سانتریفیوژ به ۵، از ۵ به ۳ — و هر بار طرف مقابل گستاخ‌تر و طلب کار‌تر شد. تا اینکه آقا در حسینیهٔ امام خمینی اعلام کرد: «اگر این روال ادامه پیدا کند، من خودم وارد قضیه خواهم شد». و وارد شد و خط قرمز مطلق گذاشت: جمهوری اسلامی فعالیت هسته‌ای خود را مطلقا تعطیل نخواهد کرد. نتیجه: از آن ۳ سانتریفیوژ، به ۱۱ هزار سانتریفیوژ رسیدیم. و خط اخلاقی هم روشن بود؛ ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ به دانشجویان گفت: «ما اگر می‌خواستیم سلاح هسته‌ای درست کنیم، آمریکا نمی‌توانست جلوی ما را بگیرد. اینکه نداریم و دنبالش هم نیستیم، به خاطر این است که خودمان نمی‌خواهیم». قدرت و انتخاب، همزمان.

و ثمره؟ ۲۱ خرداد ۱۴۰۲، نمایشگاه دستاورد‌های هسته‌ای در حسینیهٔ امام خمینی: بازدی د ۴۵ دقیق‌ها ی، یک ساعت و نیم طول کشید. بیش از ۵۰ نوع رادیوداروی داخلی با ۵ تا ۱۰ درصد قیمت خارجی، آبشیرینکن هسته‌ای بوشهر، پرتودهی کشاورزی که می‌تواند ۳۰ درصد ضایعات را از بین ببرد. و آقا همانجا تکلیف تازه گذاشت: «تقصیر شما‌ها ست که نمی‌آیید با مردم حرف بزنید و بگویید چهکار دارید می‌کنید... این را به مردم بگویید تا بدانند حق مسلم آنهاست». و یک عدد گفت که جواب همهٔ این سالهاست: موجودی هسته‌ای ما از صد برابر بیست سال پیش بیشتر است — با بیست سال تحریم و ترور و تهدید. دید، فهمید، فهماند، اعتماد کرد، ایستاد، خط کشید — و نگذاشت.

صحنه‌ها

حق مسلم — صحنه ۱
صحنه ۱ — بازدید بهشتی سال ۱۳۸۲

دانشکده مهندسی هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی، تهران. هنوز چالش هسته‌ای با غرب شروع نشده و کسی نمی‌داند این صنعت قرار است بزرگ‌ترین پروندهٔ سیاسی ایران شود. آقا در بازدیدی غیرمنتظره — که حتی خود دانشگاه انتظارش را نداشت — اصرار دارد مرکز پژوهشی هسته‌ای را ببیند: وارد آزمایشگاه‌ها می‌شود، با محققان جوان صحبت می‌کند، از کارشان می‌پرسد و با دقت گوش می‌دهد. بعد، عکس دستهجمعی با تیم دانشکده در محوطه. صحنهٔ بصیرتی که قبل از همه اتفاق افتاد.

اگر امروز به فکرش نباشیم، فردا دیر است.
حق مسلم — صحنه ۲
صحنه ۲ — حق مسلم

غنی‌سازی اورانیوم را در نطنز با سانتریفیوژ‌های ساخت ایران راه‌اندازی کرده. مردم عادی به خیابان آمدهاند — نه سیاستمداران، نه دانشمندان: معلم‌ها، کارگر‌ها، دانشجو‌ها، مادر‌ها با بچه‌هایشان — با پلاکارد‌های «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست.» فضا پر از شور و غرور ملی؛ شعار دیگر حرف سیاسی نیست، باور یک ملت است — مثل ملی شدن نفت.

انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست
حق مسلم — صحنه ۳
صحنه ۳ — ترور ۸ آذر ۱۳۸۹

صبح سرد زمستانی تهران. دکتر مجید شهریاری — که همکارش می‌گوید «علم هسته‌ای مثل موم در دستش بود» — سوار ماشین، در راه همان دانشگاه شهید بهشتی که آقا سال ۸۲ دیده بود. موتورسواری از کنار

ماشین رد می‌شود و بمب مغناطیسی به بدنه می‌چسباند؛ شهریاری در دم شهید می‌شود. همزمان فریدون عباسی — از همین دانشکده — هدف ترور مشابه قرار می‌گیرد اما زنده می‌ماند. تاریخ ترور‌ها: علیمحمدی ۲۲ دی ۸۸ / شهریاری ۸ آذر ۸۹ / رضای ینژاد ۱ مرداد ۹۰ / احمدیروشن ۲۱ دی ۹۰ / فخریزاده ۷ آذر ۹۹. تاریک‌ترین صحنهٔ قصه — و نقطهٔ عطفش. این جنبش قائم به هیچ فردی نیست.
حق مسلم — صحنه ۴
صحنه ۴ — سوخت ۲۰ درصد سال ۱۳۴۶ ساخته بودند

برای تولید رادیودارو به سوخت ۲۰ درصد نیاز دارد؛ سوخت آرژانتینی تمام شده و همهٔ قدرت‌های هسته‌ای دنیا از فروش امتناع کردهاند. جوانه‌ای ایرانی زیر تحریم سوخت ۲۰ درصد را تولید کرده، به صفحهٔ سوخت تبدیل کرده و حالا دارند در قلب راکتور بارگذاری می‌کنند. لحظه‌ای که کاری انجام شد که همهٔ دنیا گفته بود محال است.

طرف مقابل مات شد!
حق مسلم — صحنه ۵
صحنه ۵ — سانتریفیوژ روی داد: ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ / روایت: ۳ مرداد ۱۳۹۱

تصویر آقا میان ردیف‌های سانتریفیوژ — ماشین‌های استیل براق با برچسب IRAN IN MADE — که خودش گویا‌ترین تصویر این صحنه است. پشت این تصویر، ماجرای مذاکراتی است که مسئولان وقت هر بار زیر فشار عقب نشستند: از ۲۵ سانتریفیوژ به ۵، از ۵ به ۳ — و هر بار طرف مقابل گستاخ‌تر شد؛ تا اینکه آقا خودش وارد شد و از آن ۳، به ۱۱ هزار رسیدیم.

من خودم وارد قضیه شدم.
حق مسلم — صحنه ۶
صحنه ۶ — فتوا ۲۲ اسفند ۱۴۰۳

دیدار رمضانی با دانشجویان. ماه رمضان، فضای صمیمی؛ آقا نشسته و دانشجویان اطرافش. موضوع سلاح هسته‌ای پیش می‌آید و آقا رو به جوان‌ها، بیواسطه و قاطع پاسخ می‌دهد. صحنه‌ای که دو چیز را همزمان نشان می‌دهد: قدرت و انتخاب — ضعیف نیستیم که نمی توانی م؛ قوی هستیم و نمی‌خواهیم.

خودمان نمی‌خواهیم —والله جلویش را نمی‌توانستند بگیرند.
حق مسلم — صحنه ۷
صحنه ۷ — نمایشگاه ۲۱ خرداد ۱۴۰۲

حسینیه امام خمینی (ره.) نمایشگاه دستاورد‌های صنعت هسته‌ای برپاست و محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی، گزارش می‌دهد. برنامه ۴۵ دقیقه بازدید بود؛ آقا یک ساعت و نیم ماند و غرفه به غرفه رفت: رادیودارو‌ها (بیش از ۵۰ نوع تولید داخلی با ۵ تا ۱۰ درصد قیمت نمونهٔ خارجی)، آبشیرینکن هسته‌ای بوشهر، پرتودهی کشاورزی (کاهش ۳۰ درصدی ضایعات)، تجهیزات PET و اسپکت، مدل نیروگاه‌های کوچک. بعد، نشست با دانشمندان — و تکلی ف جهاد تبیین.

ح اق مسلم آنهاست.

قصه کوتاه

سال ۱۳۸۲. هنوز کسی نمی‌دانست هسته‌ای قرار است بزرگ‌ترین پرونده ایران شود. اما آقا رفت دانشگاه شهید بهشتی و گفت: «اگر امروز به فکرش نباشیم، فردا دیر است.» سال ۸۵، مردم با پلاکارد «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» به خیابان آمدند. یک موضوع علمی شده بود فریاد یک ملت. دشمن ترسید و دانشمندان را یکی‌یکی زد. شهریاری، احمدی‌روشن، فخری‌زاده. آقا گفت: «این جنبش قائم به هیچ فردی نیست.» و نبود. وقتی قدرت‌ها سوخت ۲۰٪ را ندادند، جوان‌ها خودشان ساختند. در مذاکرات، مسئولین از ۲۵ سانتریفیوژ به ۳ تا رسیدند. آقا خودش وارد شد. نتیجه: ۱۱ هزار سانتریفیوژ. به دانشجویان گفت: «اگر می‌خواستیم بمب بسازیم، نمی‌توانستند جلویمان را بگیرند. نساختیم چون نمی‌خواهیم.» خرداد ۱۴۰۲. نمایشگاه دستاوردها. رادیودارو، آب‌شیرین‌کن، درمان سرطان. آقا گفت: «موجودی هسته‌ای ما از صد برابر بیست سال پیش بیشتر است.» همان دیدار ۸۲. همان حق مسلم.

منابع

منابع مورد استفاده در تهیه این قصه:

روایت‌های دکتر آقامیری، دانشگاه شهید بهشتی — درباره بازدید ۱۳۸۲ و شهدای هسته‌ای روایت شهید طهرانچی درباره بازدید غیرمنتظره از دانشکده مهندسی هسته‌ای — ۱۳۸۲ پیام نوروزی رهبر انقلاب — ۱ فروردین ۱۳۸۵ بیانات رهبر انقلاب درباره ترور دانشمندان هسته‌ای و قائم به فرد نبودن جنبش علمی بیانات رهبر انقلاب درباره تولید و بارگذاری سوخت ۲۰ درصد در راکتور تهران بیانات رهبر انقلاب — ۳ مرداد ۱۳۹۱ (روایت ورود مستقیم به موضوع مذاکرات) بیانات در دیدار رمضانی با دانشجویان — ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ بیانات در بازدید از نمایشگاه دستاورد‌های صنعت هست‌ها ی، حسینیه امام خمینی (ره) — ۲۱ خرداد ۱۴۰۲ مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی — نامگذاری ۲۰ فروردین به «روز ملی فناوری هسته‌ای»

این قصه را پرده‌به‌پرده ببینید

▪ نسخه‌های دیگر

الحق الثابت — أنا شخصياً تدخلت في الموضوع

An Inalienable Right — I personally got involved in the matter.