قصه آقا

▪ قصه ۲۷ از ۳۷ ▪ روایتِ نگاهِ آقا به ورزشِ قهرمانی به‌عنوان رسانه جمهوری اسلامی

ورزش قهرمانی

رسانه‌ای که سانسور نمی‌شود!

آیه‌ای که زندگی شد

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿٨﴾

﴿صف/۸﴾

قصه مصور

قصه مصور «ورزش قهرمانی» — نمای کلی

روایت

پیروزی‌های علمی ایران را سانسور می‌کنند.ماهواره‌ای که به مدار می‌رود، دارویی که ساخته می‌شود، رکوردی که در آزمایشگاه زده می‌شود — در رسانه‌های دنیا یا نیست، یا وارونه است.خبرگزاری‌ها، شبکه‌ها، سردبیر‌ها، همه دست دشمن. سؤال این است: از کدام تریبون با دنیا حرف بزنی؟ آقا جواب این سؤال را از میدان ورزش ساخت: تریبونی که سیم ندارد تا قطعش کنند و سردبیر ندارد تا قیچیاش کند.سکوی قهرمان ی، پخ ش زنده است؛ صد‌ها میلیون نفر با چشم خودشان می‌بینند.

و تکلیف این تریبون را خودش با ورزشکاران روشن کرد. ۲۱ اسفند ۹۱، در دیدار با قهرمانان — آقا پشت میز کوچکی با می‌کروفن، عکس امام بر دیوار، و روبه‌رویش قهرمانان با گرمکن‌های سهرنگ کاروان ایران —به آن‌ها گفت شما فقط قهرمان نیستید«: پیامآور حقیقتی هستید که با هیچ زبانی نمی‌شد تبلیغ کرد.»

و گفت«: پیروزی در میدان ورزش را کسی نمی‌تواند کتمان کند». یعنی هر ورزشکار، یک آنتن زنده است. و از این آنتن، پنج پیام مخابره شد.

پیام اول، توکل.مرداد ۸۳، آتن، فینال وزنهبرداری المپیک — جایی که قوی‌ترین مرد جهان معلوم می‌شود. حسین رضازاده سنگین‌ترین وزنهٔ جهان را بالای سر نگه داشته و دهانش در فریاد باز است؛ روی پیراهن آبیاش با خط درشت نوشته«: یا ابا الفضل.» قوی‌ترین مرد جهان، در لحظهٔ اوج، جلوی دوربین همهٔ دنیا از علمدار کربلا مدد خواست — و آن فریاد از صد‌ها میلیون گیرنده پخش شد؛ بیسانسور، بیترجمه، بیواسطه. کدام تبلیغات با می‌لیارد‌ها دلار می‌توانست نام ابوالفضل علیه‌السلام را اینطور به خانه‌های دنیا ببرد؟

ٔ پیام دوم، حجاب. مهر ۱۴۰۲، هانگژوی چین، رژهٔ کاروان‌ها در بازی‌های پارآسیایی.پیشاپیش کاروان ایران، ساره جوانمردی می‌آید — با چادر مشکی، با لبخند، پرچم بزرگ ایران بر دوش، و همتیمی‌های ویلچرنشینش کنارش.دنیایی که سالهاست می‌گوید حجاب یعنی حاشیه و ضعف، با چشم خودش دید که پرچمدار یک کاروان ورزشی، بانویی چادری است؛ قهرمانی که مدال‌هایش را با همین چادر گرفته. و آقا درباره همین جنس صحنه‌ها گفته بود: «این از آن پرچم که می‌رود بالا مهم‌تر است». پرچم پارچ‌های که بالا برود افتخار است؛ پرچم هویت که بالا برود، پیام است.

پیام سوم، بندگی. ورزشکار‌های دنیا لحظهٔ قهرمانی چه می‌کنند؟ می‌دوند، فریاد می‌زنند، پیراهن درمیآورند. تکواندوکار ایرانی، مدال طلا بر گردن، پرچم ایران را بر زمین پهن کرد و بر آن سجده رفت.و آقا فرمود«: سجده بعد از پیروزی، بین‌هایت ارزش دارد». چرا بین‌هایت؟ چون در لحظه‌ای که همهٔ دوربین‌های عالم روی توست و غرور طبیعی‌ترین حالت توست، خم شدن جلوی خدا یعنی: این پیروزی مال من نیست. این پیام را هیچ سخنرانیای نمی‌توانست برساند — یک سجده رساند.

پیام چهارم، غیرت —و این بلند‌ترین پیام است؛ چون نه با بردن مخابره شد، که با نبردن.آذر ۹۶، علیرضا کریمی، کشتیگیر جوان، در آستانهٔ رویارویی با نمایندهٔ رژیم صهیونیستی حاضر نشد روبهرو شود؛ از پیروزی گذشت، از مدال گذشت، و تهدیدش هم کردند —محرومیت، تعلیق، فشار. آقا در برابر آن غوغا فقط یک جمله گفت«: بهدرک که ناراضی می‌شوند.»و در دیدار، دست بر بازوی همان جوان کتپوش گذاشت، انگشترش را از دست درآورد، به او داد و گفت«: آقا جان، کار بزرگی کردی. این از جنس کار پوریای ولی است.»پوریای ولی — پهلوانی که در اوج قدرت، برای رضای خدا از پیروزی گذشت و اسمش هزار سال ماند.کریمی مدال آن مسابقه را نگرفت؛ اما مدالی گرفت که در هیچ مسابقه‌ای نمی‌دهند.

و پیام پنجم، ایثار — عمیقترینش. ۳۰ مهر ۹۳، اینچئون کره جنوبیٔ: عبدالرضا جوکار، جانباز جنگ تحمیلی، با لباس سهرنگ ایران، نیزه در اوج دست —و طلای پرتاب نیزه بازی‌های پارآسیایی. آقا درباره این جنس حضور گفته بود«: پرافتخار‌ترین حضور ایرانی را جانبازان انجام دادند». مردی که برای این خاک جسمش را داده بود، با همان جسم برای همین خاک طلا گرفت. ملتی که حتی زخم‌هایش سکو می‌روند — این را با کدام سند می‌شد به دنیا ثابت کرد؟ یک پرتاب نیزه ثابتش کرد.

این است ورزش قهرمانی در نگاه آقا: رسانه‌ای که دشمن نمی‌تواند خاموشش کند. آیهٔ قصه می‌گوید «یریدونلیطفئوانور ا للّهبأفواههم» — و دهان امروز دنیا، رسانه‌هایش است. اما خدا نورش را از کجا تمام کرد؟ از آنتن زندهٔ خود آن‌ها: از همان دوربین‌هایی که خودشان کاشته بودند، «یا ابوالفضل »پخش شد و چادر بالا رفت و سجده دیده شد. فوت دهانشان، به چراغ خدا نرسید.

صحنه‌ها

ورزش قهرمانی — صحنه ۱
صحنه ۱ — تریبون ۲۱ اسفند ۱۳۹۱

دیدار رهبر انقلاب با قهرمانان ورزشی. آقا پشت میز کوچک با می‌کروفن نشسته، عکس امام بر دیوار؛ روبه‌رویش قهرمانان با گرمکن‌های سبز و سفید و قرمز کاروان ایران — که از پشت سر می‌بینیمشان.

پیامآور حقیقتی هستید...
ورزش قهرمانی — صحنه ۲
صحنه ۲ — یا ابوالفضل مرداد ۱۳۸۳

یونان، آتن؛ فینال وزنهبرداری المپیک. حسین رضازاده هال‌تر با وزنه‌های رنگی را بالای سر نگه داشته، دهانش در فریاد باز است؛ روی پیراهن آبیاش با خط درشت: «یا ابا الفضل»، و پرچم ایران بر سینه.

یا ابوالفضل
ورزش قهرمانی — صحنه ۳
صحنه ۳ — چادر مهر ۱۴۰۲

چین؛ بازی‌های پارآسیایی هانگژو. ساره جوانمردی با چادر مشکی و لبخند، پرچم بزرگ ایران را بر دوش گرفته و پیشاپیش کاروان می‌آید؛ کنارش ورزشکاران ویلچری با گرمکن آبی کاروان ایران.

این از آن پرچم که می‌رود بالا مهم‌تر است
ورزش قهرمانی — صحنه ۴
صحنه ۴ — سجده سجدهٔ ورزشکار ایرانی بر روی پرچم ایران پس از پیروزی: تکواندوکار سفیدپوش

مدال طلا بر گردن، بر پرچم بزرگ ایران که بر زمین پهن است سجده کرده و دست‌هایش روی پرچم است؛ نور سالن مسابقه بر او.

سجده بعد از پیروزی، بین‌هایت ارزش دارد
ورزش قهرمانی — صحنه ۵
صحنه ۵ — پوریای ولی آذر ۱۳۹۶

دیدار رهبر انقلاب با قهرمان کشتی علیرضا کریمی، پس از انصراف از مواجهه با حریف اسرائیلی. آقا دست بر بازوی کریمی جوان کتپوش گذاشته و هر دو لبخند بر لب دارند؛ لحظهٔ اهدای انگش‌تر.

آقا جان! کار بزرگی کردی
ورزش قهرمانی — صحنه ۶
صحنه ۶ — جانباز

کسب طلای پرتاب نیزهٔ پارآسیایی. لباس سهرنگ کاروان ایران بر تن، نیزه در اوج دست، و پرچم کشور‌ها در پسزمینهٔ استادیوم.

پرافتخار‌ترین حضور ایرانی را جانبازان انجام دادند

قصه کوتاه

پیروزی‌های علمی ایران را سانسور می‌کنند. اما آقا از میدان ورزش تریبونی ساخت که سانسور نمی‌شود. صدها میلیون نفر به چشم خودشان می‌بینند. به ورزشکاران گفت: شما فقط قهرمان نیستید، پیام‌آور ایرانید. رضازاده فریاد زد «یا ابوالفضل». این پیام معنویت بود. ساره جوانمردی با چادر پرچم ایران را در المپیک بالا برد. ورزشکار دیگری سجده کرد. عبدالرضا جوکار جانباز جنگ بود و روی سکوی پارالمپیک ایستاد. آقا گفت: «پرافتخارترین حضور ایرانی را جانبازان انجام دادند.» علیرضا کریمی حاضر نشد با صهیونیست مسابقه بدهد. از مدال گذشت. تهدیدش کردند. آقا گفت: «به درک که ناراضی می‌شوند.» انگشترش را به او داد و گفت: «آقا جان، کار بزرگی کردی. این از جنس کار پوریای ولی است.» رسانه‌ای که دشمن نمی‌تواند خاموشش کند.

می‌خواهند نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش کنند؛ و خدا کاملکنندهٔ نور خویش است — هرچند کافران را خوش نیاید.

منابع

منابع مورد استفاده در تهیه این قصه:

بیانات در دیدار قهرمانان ورزشی — ۲۱ اسفند ۱۳۹۱ بیانات در دیدار مدال آور ان و قهرمانان ورزشی — ۱۳۹۷ مستندات فینال وزنهبرداری المپیک آتن و فریاد «یا ابوالفضل» حسین رضازاده — مرداد ۱۳۸۳ پرچم داری ساره جوانمردی در بازی‌های پارآسیایی هانگژو — مهر ۱۴۰۲ دیدار رهبر انقلاب با علیرضا کریمی پس از انصراف از مواجهه با حریف اسرائیلی و اهدای انگش‌تر — آذر ۱۳۹۶ قهرمانی جانباز عبدالرضا جوکار در پرتاب نیزه بازی‌های پارآسیایی اینچئون — ۳۰ مهر تحقیقات پروژه قصه آقا

این قصه را پرده‌به‌پرده ببینید

▪ نسخه‌های دیگر

الرياضة البطولية — إعلام ما بينحجب!

Championship Sport — A media that can't be censored!