قصه آقا

قصه ۳ · رهبر قرآنی ▪ صحنه ۴ از ۷

مرهم

دهه ۵۰ شمسی | مشهد | زندان ساواک | قرآن خواندن در سلول

مرهم — صحنه ۴ از قصه ۳ «رهبر قرآنی»
«آیاتی می‌خواندم که مرهمش باشد»

روایت صحنه

سلول تاریک. باریکه نوری از در. قرآن باز روی زمین، در همان باریکه نور.

آیهٔ این قصه

إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ﴿٩﴾

﴿اسراء/۹﴾

همهٔ قصه ۳ — رهبر قرآنی