قصه آقا

قصه ۲۸ · رفتیم فینال ▪ صحنه ۷ از ۶

صحنه ۷

اقیانوس» الان؛ رمضان ۱۴۰۴

صحنه ۷ — صحنه ۷ از قصه ۲۸ «رفتیم فینال»

روایت صحنه

جنگ رمضان، بیش از سی‌وپنج روز. شب؛ تصویری ترکیبی از آسمان جنگ: چندین نوع موشک همزمان در آسمان، هرکدام با شکل و رفتار متفاوت — بالستیک عظیمالجثه که مثل عروس سفید در آسمان شب فرود می‌آید؛ بمب‌های خوش‌های که در ارتفاع باز شدهاند و ده‌ها گلولهٔ آتشین از دلشان بیرون ریخته؛ موشکی که مسیرش خط مستقیم نیست — انگار استپ می‌زند، مانور می‌دهد، پدافند را دور می‌زند و مسیرش زیگزاگی است. از پایین، دفاع چندلایه تلاش می‌کند اما موشک‌ها عبور کردهاند. پایین تصویر: سیلوئت شهری (تلآویو) با پناهگاه‌های روشن — پنج میلیون صهیونیست در پناهگاه و تونل‌های مترو، برای اولین بار در ۷۶ سال.

آیهٔ این قصه

وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّكُمْ لِتُحْصِنَكُم مِّن بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاكِرُونَ ﴿٨٠﴾

﴿انبیاء/۸۰﴾

همهٔ قصه ۲۸ — رفتیم فینال