▪ قصه ۲۴ · شما تصمیم بگیرید! ▪ صحنه ۲ از ۷
صحنه ۲
روز
آنقدر غرق مطالعه میشد که صدای اذان را نمیشنید.
روایت صحنه
قرائتخانهٔ کتابخانه آستان قدس رضوی. نور از پنجرههای بلند. چند نفر بلند میشوند، وقت نماز است. نوجوانی با لباس طلبگی سر میز نشسته، رمانی قطور در دست. سرش پایین است و غرق است. صدای اذان از بلندگو میآید اما متوجه نیست.
آیهٔ این قصه
وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿٥٦﴾
﴿مائده/۵۶﴾