قصه آقا

قصه ۲۴ · شما تصمیم بگیرید! ▪ صحنه ۱ از ۷

صحنه ۱

شب — پیش از اذان صبح

صحنه ۱ — صحنه ۱ از قصه ۲۴ «شما تصمیم بگیرید!»
«تداعی پدر برای من دو چیز بود — چای و کتاب».

روایت صحنه

اتاقی ساده در خانه‌ای قدیمی در مشهد. پیرمردی با عمامه سیاه کنار چراغ خوراک‌پززی نشسته و کتاب می‌خواند. نور زرد و گرم روی صفحات. استکان چای کنار دستش. کودکی هفت-هشت ساله روی رختخواب دراز کشیده و نگاه می‌کند.

آیهٔ این قصه

وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿٥٦﴾

﴿مائده/۵۶﴾

همهٔ قصه ۲۴ — شما تصمیم بگیرید!