▪ قصه ۲۰ · خانواده ایرانی ▪ صحنه ۷ از ۷
صبحگاه دهم رمضان
تصویرسازی این صحنه هنوز به بستهٔ نمایشی نرسیده است.
قرة أعی „ن
روایت صحنه
فضای رؤیایی و بهشتی؛ نه خون، نه آوار. باغی پر از گل رز سرخ و سفید و صورتی. آقا با لباس ساده و عرقچین نشسته؛ نوهٔ ۱۴ ماهه با لباس صورتی جلوش. آقا گلی به دست نوه میدهد. نور طلایی و اثیری. حس: آرامش؛ وصال؛ پایان قصه نه ویرانی، که رسیدن است.
آیهٔ این قصه
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤﴾
﴿فرقان/۷۴﴾