▪ قصه ۲۰ · خانواده ایرانی ▪ صحنه ۳ از ۷
چهار پیکان
کاروان عروسی همین بود
روایت صحنه
تهران، شب، حدود ۱۳۷۰. نما از داخل پیکان خانوادهٔ عروس؛ چهرههای خوشحال و صمیمی. از شیشهٔ جلو، پیکان عروس و داماد با دستهگلی کوچک؛ داماد جوان معمم پشت فرمان، اجمالی و محو. نور زرد چراغهای خیابان. شهر عادی جریان دارد؛ هیچکس نمیداند. حس: شادی ساده و بیت جمل.
آیهٔ این قصه
رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤﴾
﴿فرقان/۷۴﴾