قصه آقا

قصه ۱۷ · همه شما را می‌شناسم ▪ صحنه ۲ از ۶

من مخالفم

سال ۱۳۵۹

من مخالفم — صحنه ۲ از قصه ۱۷ «همه شما را می‌شناسم»
من مخالفم

روایت صحنه

جماران. گفتگوی دونفرهٔ آقا (حدودا ۴۱ ساله، عینکی) با امام دربارهٔ پیشنهاد انحلال/ادغام ارتش؛ دو نفر روبهروی هم نشستهاند، فضا ساده و جدی.

آیهٔ این قصه

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ ﴿١٨﴾

﴿فتح/۱۸﴾

همهٔ قصه ۱۷ — همه شما را می‌شناسم