قصه آقا

قصه ۱۴ · اخراجی منطقه ▪ صحنه ۳ از ۷

لانه جاسوسی

سال ۱۳۵۸

لانه جاسوسی — صحنه ۳ از قصه ۱۴ «اخراجی منطقه»
البته این‌ها هیچ دلشان نمی‌خواهد شما بمانید اینجا

روایت صحنه

تهران، لانهٔ جاسوسی. آقا پشت می‌ز، می‌کروفن جلویش، در حال گفتگو با افسر آمریکایی بازداشتشده (سبیلدار، پیراهن تیره)؛ عکس امام بر دیوار.

آیهٔ این قصه

هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ ۚ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا ۖ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ﴿٢﴾

﴿حشر/۲﴾

همهٔ قصه ۱۴ — اخراجی منطقه