▪ قصه ۱۴ · اخراجی منطقه ▪ صحنه ۱ از ۷
رادیو
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
مصدق به آمریکای یها اعتماد کرد؛ کتکش را هم خورد
روایت صحنه
تهران (و مشهد شنونده.) نوجوان چهاردهساله رادیو را به گوش چسبانده؛ در پسزمینه، خیابان کودتا: تانک، اوباش چماقبهدست، تابلوی «خیاطی طهران»، ماشین سیاه و مرد عینک دودی.
آیهٔ این قصه
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ ۚ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا ۖ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا ۖ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ ﴿٢﴾
﴿حشر/۲﴾