▪ قصه ۱۲ · از جنس خمینی ▪ صحنه ۷ از ۷
گزارش برای جلال
یک گزارش به من بدهید که در کتابم بیاورم
روایت صحنه
چند ماه بعد، مشهد، خانهٔ شریعتی؛ جلسه با جلال آل احمد. اتاقی با کتابخانه؛ جلال — سبیل و کت — ایستاده و در حال حرف زدن؛ آقا و چند نفر دیگر نشستهاند و گوش میدهند.
آیهٔ این قصه
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا ﴿٧٣﴾
﴿انبیاء/۷۳﴾