▪ قصه ۱۱ · سید سعدی ▪ صحنه ۴ از ۶
سیل
بهار ۱۳۵۷
پیشنهادی: از تهران کسی نیامد؛ سید ماند
روایت صحنه
سیل ایرانشهر؛ آقا در بین مردم، مشغول امدادرسانی. آب تا زانو؛ سید سفیدپوش کیسه و جعبهٔ آذوقه دست مردم میدهد؛ چهرههای خسته و قدردان اطرافش.
آیهٔ این قصه
رَّضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ﴿٨﴾
﴿بیّنه/۸﴾