قصه آقا

قصه ۳۶ · ملت مبعوث ▪ صحنه ۱ از ۶

جرقه

شب ۱۸ دی ۱۴۰۴؛ آشوب شبانه

جرقه — صحنه ۱ از قصه ۳۶ «ملت مبعوث»
پیشنهادی: دشمن جرقه زد...

روایت صحنه

آتش و دود؛ مزدوری ماسکدار با تفنگ، بالای سر کسی که بر زمین افتاده؛ و دختری معمولی — گولخورده — که کنار سطل زبالهٔ شعلهور ایستاده و آتش می‌زند. (این دختر در صحنه‌های ۳ و ۶ باز می‌گردد؛ قوس شخصیت او حفظ شود).

آیهٔ این قصه

الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ ﴿١٧٣﴾

﴿آل‌عمران/۱۷۳﴾

همهٔ قصه ۳۶ — ملت مبعوث