▪ قصه ۱۵ · موشک جواب موشک ▪ صحنه ۳ از ۶
صفنان
رفتم ببینم
روایت صحنه
نانوایی تخریب شده. پیکرها. خون. در کنار دفتر حزب جمهوری اسلامی. سکوت. سنگینی.
آیهٔ این قصه
وَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ﴿١٤٦﴾
﴿آلعمران/۱۴۶﴾